مشهد در آغوش جمعیتی که برای بیعت آمده بود/ علوم پزشکی هرمزگان؛ صف اول وفاداری در روز وداع با رهبر شهید
امروز خیابان امامرضا(ع) در مشهد فقط یک مسیر نبود؛ رودخانهای بود از انسانهای داغدیده، استوار و همقسم. از کارکنان و دانشجویان تا خانوادههای شهدای سلامت و داغدیدگان مدرسه شجره طیبه میناب، همه آمده بودند تا در تشییع باشکوه رهبر شهید ایران، با بغضی مشترک و ایمانی یکصدا بگویند: راه تمام نمیشود، اگر وارثش مردم باشند.
به گزارش روابط عمومی دانشکده علوم پزشکی شرق هرمزگان ،مشهد امروز حال و هوای دیگری داشت؛ شهری که همیشه با نام امام رضا(ع) شناخته میشود، این بار صحنهی یکی از پرشورترین و اندوهگینترین وداعها بود. خیابان امامرضا(ع) از صبح زود لبریز از جمعیتی شد که از سراسر ایران آمده بودند؛ مردمی با پرچم، با اشک، با دستهای گرهکرده و با دلی که هم میسوخت و هم میایستاد.
آنچه در این مراسم بیش از هر چیز دیده میشد، فقط انبوه جمعیت نبود؛ وفاداری بود. وفاداری به آرمانهایی که در کلام مردم، در نگاه خانوادههای شهدا و در فریادهای جمعی موج میزد. کارگران و کارکنان، دانشجویان، جوانان، مادران داغدار و پدران مقاوم، همه در یک صف ایستاده بودند؛ صفی که اسمش عزاداری بود، اما معنایش پیمان دوباره بود.
در میان این جمع، حضور خانوادههای شهدای سلامت و خانوادههایی که از فاجعهی مدرسه شجره طیبه میناب زخم خوردهاند، صحنه را سنگینتر و انسانیتر میکرد. آنان فقط برای سوگواری نیامده بودند؛ آمده بودند بگویند این درد، آنها را از مسیر جدا نکرده است. آمده بودند که با همهی رنجی که بر دوش دارند، بگویند خونِ فرزندانشان بیصدا نخواهد ماند.
یکی از حاضران با صدایی که از هیجان و اندوه میلرزید، از «سیل جمعیت» گفت و از پیامی که مردم از سراسر کشور با خود آوردهاند: ایستادگی در برابر دشمن و پشتیبانی از ولایت. او با لحنی پرشور گفت که امروز ایران، کربلا شده است؛ جایی که مردم با پیکر رهبر شهیدشان وداع میکنند، اما آرمانهای او را بر شانههای میلیونها انسان حقطلب ادامه میدهند.
جوانان هم در این مراسم فقط تماشاگر نبودند. یک دانشجو با صراحت از مسئولیت نسل خودش گفت؛ از اینکه نمیخواهند یاد شهدا فراموش شود و میخواهند با تلاش و درس و ایستادن، جای خالی دانشمندانی را که ترور شدهاند پر کنند. حرفش ساده بود اما سنگین: ما کوتاه نمیآییم.
و از دل همین جمع، صدای خانوادهای هم شنیده میشد که داغ فرزند را با خود آورده بودند. خالهی یکی از شهدای میناب گفت حضورش در این مراسم برای تجدید بیعت با آرمانهای انقلاب است و تأکید کرد که مردم، با هر فکر و سلیقهای، باید در برابر دشمنان خارجی و بیگانههایی که دستشان به خون کودکان معصوم آلوده است، یکصدا بمانند. این حرف، خلاصهی حال و هوای امروز مشهد بود: اتحاد در دل مصیبت.
مشهد امروز فقط میزبان یک مراسم نبود؛ میزبان حافظهی جمعی یک ملت بود. شهری که در آن اشک و شعار، اندوه و امید، فقدان و وفاداری در هم تنیده شد. خیابان امامرضا(ع) امروز به مردم نشان داد که تشییع، فقط بدرقهی یک پیکر نیست؛ بدرقهی یک عهد نیست؛ گاهی آغاز ادامه دادن است.
نظر دهید